ارسال شبهه و سوال سریع
بروزرسانی: ۱۳۹۹/۵/۷ زندگینامه کتاب.رساله مقاله.شعر تصاویر دروس سخنرانی پرسش‌ها اخبار تماس
آخرین اخبار خبرهای تصادفی خبرهای پربازدید
  • شهادت امام محمد باقر عليه السلام را بر تمام پیروان حضرت تسلیت میگوییم
  • سخنرانی به مناسبت شهادت امام محمد باقر علیه السلام 1441
  • سخنرانی به مناسبت شهادت محمد بن علی جواد الأئمه علیه السلام
  • خجسته ميلاد امام علي بن موسي الرضا عليه السلام بر تمام شيعيان جهان مبالرك باد
  • میلاد حضرت فاطمه المعصومه سلام الله علیها مبارک باد
  • شهادت امام صادق عليه السلام تسليت باد
  • سخنرانی به مناسبت شهادت امام صادق علیه السلام 1441
  • هشتم شوال سالروز تخريب قبور ائمة البقيع عليهم السلام
  • عيد سعید فطر مبارک
  • سخنرانی به مناسبت شهادت أمیرالمؤمنین علیه السلام 1441
  • میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام کریم اهل بیت بر تمام شیعیان مبارک باد
  • ولادت با سر سعادت امام حسین علیه السلام ،حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و امام سجاد علیه السلام مبارک باد
  • شهادت امام کاظم علیه السلام
  • مراسم وفات حضرت ام البنین سخنران: سید محمد علوی
  • شهادت سيدة نساء العالمين فاطمة الزهراء عليها السلام
  • ميلاد حضرت زينب سلام الله عليها
  • میلاد حضرت امام حسن عسکرس علیه السلام
  • مراسم عزاداری وفات حضرت معصومه سلام الله علیها 1441 هجری سخنران: سید محمد علوی
  • آغاز امامت حضرت مهدی صاحب زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
  • شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام
  • آخرین اخبار

    خبرهای تصادفی

    خبرهای پربازدید

    شهادت جانسوز امام علی نقی(ع) تسلیت باد



    شهادت جانسوز امام علی نقی(ع) تسلیت باد


    تنها، غریب، بی کس و بی آشیان شدی

    تبعیدی مجاور یک پادگان شدی

    طوفان غم شکوه بهار تو را گرفت

    بیهوده نیست این همه رنگ خزان شدی

    آقا … مدینه، سامره فرقی نمیکند

    وقتی شبیه مادر خود قد کمان شدی

    مانند کوه مانده‌ای و ایستاده‌ای

    هرچند بار‌ها هدف دشمنان شدی

    دیروز گنبد حرمت ریخت بر زمین

    امروز نیز هجمه‌ی زخم زبان شدی

    سیلی محکمی زده نامت به دشمنان

    تو خار چشم طرح زنا زادگان شدی

    آقا غرور سینه زنانت شکسته شد

    حرمت شکسته‌ی ستم این و آن شدی

    اینک بگو که شیر درآید ز. پرده باز

    وقتی دوباره سخره‌ی نا بِخردان شدی

    گاهی بلاکش ستم ناروا شدی

    گاهی پیاده در پی مرکب روان شدی

    گاهی به یاد کرب و بلا گریه کردی و

    گاهی کنار قبر خودت روضه خوان شدی

    گاهی تو را به مجلس مِی بُرد دشمنت

    پر غصه از تعارف نامحرمان شدی

    گیرم تو را به بزم شرابی کشیده اند

    کی میهِمان طشت زر و خیزران شدی

    بزم شراب رفتی و یاور نداشتی

    با یاد عمه جان خودت خون فشان شدی